ابراهيم اصلاح عربانى
215
كتاب گيلان ( فارسى )
سؤالهاى ذيل خواهم شد : 1 - عملى كردن قولهاى نمايندگان روسيهء سويتى كه به ملت آزاد ايران داده شده است . همچنين منع دخالتهاى آذربايجان سويتى در كارهاى ايران بر طبق مواد يادداشت رفيق چيچرين . 2 - شناختن حدود و اختيارات جمهوريت ايران . 3 - اگر روسيهء سويتى عمليات فرقهء اشتراكى را در ايران واجب مىدانند ، پس لازم است كه بر طبق شرايط سياسى ايران و ممالك مشرق ، پروگرام جديدى معين كرد . 4 - دفاع از حيات و ثروت اتباع ايران در حدود آذربايجان سويتى . 5 - خواستن رفيق ابوكف از ايران و دوباره مأمور كردن رفيق كاژانوف در ايران و اعزام او كه به عنوان متخصص نظامى در اختيار ايران سويتى باشد ، زيراكه ايشان همراهى زياد براى ترقى انقلاب در گيلان كرده است . بالاخره دقت شما را روى يك مسئله ديگر دعوت كرده و مىگويم كه ملت ايران از مأمورين دولت شاه تعديات زياد ديده و از ايشان بيزار بوده و ممكن است كه به زودى تسلط شاه را در اين مملكت محو و نابود نمائيم ، ولى غير ممكن است كه احساسات ملى ايشان را خفه كنيم . تاريخ ايران به ما نشان مىدهد كه چندين مرتبه نفوذ دول خارجه در وطن ما تسلط پيدا كرده ، خواستند كه احساسات ملى و آزادىپرستى را در ملت ما خفه نمايند ، ليكن مساعى آنها عقيم مانده و به مقصد نرسيدهاند . الان كه ملت لذت آزادى را برده است ، غير ممكن است كه احساسات وى را بتوانند خفه نمايند ، برعكس ملت با قوهء زياد به طرف آزادى خود سير خواهد كرد . به وسيلهء اين ورقه ، من به رؤساى ملت آزاد روسيه رو كرده و به اسم آزادى ملل و مخصوصا ملت ايران انتظار دارم از ظلم و تعديات دولت تزارى كه الى امروز در تحت عنوان امتيازات در مملكت ما ادامه دارد خلاص كرده ، دستورات و اظهارات دولت سويتى را عملى بكنيد و تمام قراردادهاى سابقه را كه با دولت تزارى منعقد شده بود ، لغو نموده و اعلام بفرمائيد . من و رفقاى من اعتماد كامل داريم كه ملت آزاد روسيه آزادى خويش را حفظ خواهد كرد و به تمام مللى كه آزادى خودشان را مىخواهند براى رسانيدن آنها به آزادى و نگهدارى آنها همراهى لازمه را خواهد كرد . لازمست كه با قواى متحده بر ضد دشمنان عمومى مشترك بجنگيم و همچنين اشخاصى را كه با تاكتيك خودشان جلوگيرى از آزادى ايران مىنمايند ، از كارهاى انقلابى دور كنيم . قبل از رسيدن جواب موافق و حل مسائل فوق ، من به رشت مراجعت نخواهم كرد . براى تأمين ارتباط واجب و لازم ، من هيئتى مركب از رفقا مير صالح مظفرزاده و هوشنگ را خدمت شما فرستادم . كوچك گائوك و مظفرزاده فعاليت شديدى را در شوروى آغاز كردند ؛ با كليه مقامات مؤثر تماس گرفتند و نامههاى متعددى براى آنان فرستادند ولى به علل مختلف نتوانستند نتيجه مثبتى حاصل نمايند زيرا دولت سوسياليستى شوروى در آغاز كار خود بود و مشكلات بسيارى را از نظر مسائل داخلى و خارجى در پيشرو داشت بنابراين فرصتى براى توجه و اقدام مؤثر نسبت به مأموريت نمايندگان ميرزا كوچك خان باقى نمىماند و از طرف ديگر هيچيك از مسئولين به خود اجازه نمىداد دستور براى قطع تبليغات كمونيستى صادر نمايد . مسئولين امور شوروى در پاسخ مراجعات مكرر و مكاتبات متعدد هيئت اعزامى وعده كردند براى رسيدگى به مسائل گيلان و كليه مواردى كه ميرزا كوچك خان در نامه خود به آنها اشاره كرده يك نفر بازرس اعزام دارند . بازرس مزبور كه الياوا نام داشت و عضو كميته اجرائى حزب كمونيست شوروى بود به گيلان عزيمت كرد ولى اقامت گائوك و مظفرزاده در شوروى به علت بيمارى گائوك طولانى شد و اين دو نفر در موقع ورود بازرس ، هنوز به گيلان نرسيده بودند . الياوا فقط با افراد حزب عدالت و تندروها تماس گرفت و بدينترتيب اعزام بازرس از شوروى نيز براى ميرزا ثمرى به بار نياورد . ميرزا كوچك خان همزمان با ارسال نامه براى لنين ، نامهاى نيز به مديوانى نوشت . او تلاش مىكرد از طريق مذاكره و مكاتبه روسها را به عواقب خطرناك اينگونه تندرويها و خلافكاريها متوجه سازد و آنها را از ادامه اعمالى كه موجبات شكست نهضت جنگل و انقلاب ايران را فراهم مىكند باز دارد . با اين تصور نامهاى به مديوانى « 36 » نوشت . چون نامههاى ميرزا به مديوانى و پاسخ وى از نظر وقايع جنگل داراى اهميت زيادى است و خواننده با خواندن آنها مىتواند قضاوت دقيقتر و صحيحترى در مورد نهضت جنگل داشته باشد متن آنها را عينا در اينجا درج مىكنيم : 15 ذيقعده 1338 « 37 » رفيق محترم مديوانى چون مايل نيستم كه رفقاى خود را در مجامع عالم بدنام ببينم از اين جهت لازم دانستم پارهاى از اقدامات حيرتآورتان را تشريح كرده و ضمنا شما و رفقا را متذكر كنم كه اين اقدامات در مقابل مدعيان ما و شما انعكاس پيدا خواهد كرد . پانزده سال است كه هريك از ما در انقلابات ايران زحمت كشيديم . با هجوم قواى نيكلا و قشون انگليس و قواى دولت ايران مقاومتها و مصادمهها كرديم ، مصائب را تحمل نموديم كه تحصيل حريت نمائيم . تمام استظهار ما اين بود كه احرار دنيا به ما مساعدت كنند . به اين جهت ورود شما را در ايران ، عاطفهء غيبى دانستيم . با آغوش باز شما را پذيرفتيم ، نجات خود را از چنگال انگليسيها و مستبدين ايران به مساعدت شما تصور كرديم . افسوس كه تصورات ما نتيجهء به عكس داده ، هنوز اطراف گيلان را قشون شاهپرست و اشخاص مستبد محاصره و احاطه دارند . هنوز قشون انگليس از حدود گيلان
--> ( 36 ) . بودو مديوانى قبل از انقلاب اكتبر مدتى نماينده شركت خوشتاريا در رشت و بندر انزلى بود . سپس به روسيه رفت و هنگام نهضت جنگل موقعى كه ارتش سرخ وارد انزلى شد وى مسئوليت اداره امور سياسى ارتش سرخ را به عهده گرفت و رابط روسها با سران جنگل بود . در اين موقع كمونيستهاى گيلان و جناح چپ جنگل از او دستور مىگرفتند . پس از انعقاد قرارداد بين ايران و شوروى مديوانى به سمت نماينده بازرگانى شوروى در ايران منصوب و در تهران مشغول كار شد . سپس به عضويت هيئت رهبرى حزب كمونيست گرجستان انتخاب گرديد . او كه از طرفداران تروتسكى بود در سال 1937 به اتهام شركت در توطئه قتل استالين اعدام شد . ( 37 ) . 10 مرداد 1299 شمسى .